تبلیغات
عروسک پارچه ای - زن
درباره وبلاگ

می دانی یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی تـعطیــل است ... و بچسبانی پشت شیشه ی افـکارت ... باید به خودت استراحت بدهی دراز بکشی دست هایت را زیر سرت بگذاری به آسمان خیره شوی و بی خیال ســوت بزنی ... در دلـت بخنــدی به تمام افـکاری که پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند ... آن وقت با خودت بگویـی: بگذار منتـظـر بمانند.....
دل مشغولی هایم را بخوان....شاید دل مشغولی های تو هم باشد!!
پی نوشت:به غیر از جملات کوتاه مطالب همه به قلم خودم اند.تاریخ اصلی نوشتنشان هم در پایان مطلب می نویسم.
مدیر وبلاگ : عروسک پارچه ای
نظرسنجی
چه مطلبی دوست دارین تو وبلاگ بگذارم؟؟








چه مطلبی دوست دارین تو وبلاگ بگذارم؟؟








جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
عروسک پارچه ای
برای خانه ی همسایه ات هم ، چراغ آرزو کن قطعا حوالی خانه ات روشن تر خواهد شد…
دوشنبه 17 تیر 1392 :: نویسنده : عروسک پارچه ای       

 زن عشق می كارد و كینه درو می كند ...

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر ...

 

می تواند تنها یك همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ...

 

برای ازدواجش  در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج كنی ...

 

در محبسی به نام بكارت زندانی است و تو ...

 

او كتك می خورد و تو محاكمه نمی شوی ...

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می كنی ...

 

او درد می كشد و تو نگرانی كه كودك دختر نباشد ...

 

او بی خوابی می كشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ...

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر ...

 

و هر روز او متولد میشود؛  عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر می شود و میمیرد ...

 

و قرن هاست كه او عشق می كارد و كینه درو می كند چرا كه در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت زمان جوانی بربادرفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش، گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد  سینه ای را به یاد می آورد كه تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می كند ...

و اینها همه كینه است كه كاشته می شود در قلب مالامال از درد ...

و این، رنج است.

استاد بزرگ دکتر شریعتی





نوع مطلب : دکتر شریعتی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 17 تیر 1392 07:36 ب.ظ
آخ که چقدر از این زندگی خسته شدم این دکتر هم باب میل ما حرف زده
مرسی از آپت نفسی
عروسک پارچه ایبازم میگم عاشقتم آنی جون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر